کلیپ




۲ام بهمن ۱۳۹۶ کلیپ

یک مردی سعودی وقتی همسرش از جشن فارغ التحصیلی خود درون دانشگاه خارج شد، با خودرویی تزئین شده به استقبال وی رفت.

به نقل از”صحیفة عاجل الاکترونیة“این مرد به محض رسیدن به همسرش یک گردنبند از قلب های سفید و قرمز به گردن او انداخت و بنابراين از اين درب خودرو را برای وی باز کرد.

گفتنی هست برخی از اعراب کار این مرد را مورد تقدیر قرار دادند و بعضی دیگر نیز شدیدا با اقدام وی مخالفت کردند.درون ادامه اقدام جنجال برانگیز این شهروند سعودی را مشاهده می کنید.

۲ام بهمن ۱۳۹۶ کلیپ

گفتگو با دختری که از طریق عقد موقت با مردان از آنها کلاهبرداری می کرد. این دختر که نیلوفر نام دارد درون گفتگو با راکنا داستان زندگی عجیبش را تعریف کرده. او گفته:” پدر و مادرم بنابراين از طلاق، مرا بین همدیگر پاس‌کاری می‌کردند. مادرم می‌اعلام کرد: «خودت پای این بچه را به این دنیا باز‌ کرده‌ای. بنابراين خودت هم باید از او نگهداری کنی.» پدرم هم درون پاسخ مادرم می‌اعلام کرد: «تا دیروز که خرجی‌تان را می‌دادم، دخترت بود. حالا من پای او را به دنیا باز کرده‌ام؟!» این دعوا‌ها تمامی نداشت تا اینکه به مادربزرگ و خاله‌ام پناه بردم. دیگر راهی جز ترک اين خانه برایم نبود. از طرفی، نمی‌خواستم که خاله‌ام از این ماجرا بویی ببرد چون می‌دانستم آخر سر، تمامي تقصیرات به گردن من می‌افتد و آدم‌بده داستان خواهم شد.” نیلوفر که از همان زمان معتاد شده درباره ورودش به دنیای خلافکاران گفته:” با فردی به نام مسلم آشنا شدم. او مسافرکش بود و درون فرودگاه رفت‌وآمد داشت. وقتی مسلم متوجه شد که من فراری هستم و برای تأمین هزینه‌هایم دست به هر کاری می‌زنم، اعلام کرد اگر گوش به حرفش بدهم، می‌توانم پول خوبی به جیب بزنم. متأسفانه بدون اینکه به آینده‌ام فکر کنم، پیشنهاد بی شرمانه مسلم برای ارتباط با مردان هوسران را قبول کردم و از چاله درون آمدم و درون چاه افتادم. مسلم مرا به مردی معرفی کرد که به او بابا می گفتیم. بابا درون تلگرام کانالی به همین نام داشت. افراد مبتذل درون این کانال عضو می‌شدند و به بابا پیام می‌دادند. بعد او طبق وعده‌ای که داده بود، من یا دیگر دوستانم را به فرد مورد‌نظر معرفی می‌کرد و بنابراين از پایان کار ٩٠ درصد از پول دریافتی را به بابا می‌دادیم و ١٠ درصد از اين را هم برای خودمان بر می‌داشتیم. او می‌اعلام کرد اگر می‌خواهیم جایی برای زندگی کردن داشته باشیم، باید بهای اين را بپردازیم.”

۲ام بهمن ۱۳۹۶ کلیپ

درون خلال بازی کریستین رونالدو مقابل دپورتیوو، بر اثر برخوردی که بین او فابیان شار پیش آمد،این ستاره پرتغالی دچار مصدومیت شدیدی شد.

با وجود جراحتی که این بازیکن سرشناس به اين دچار گشت، وی یک شب رویایی را پشت سر گذاشت زیرا موفق به زدن دو گل به دپورتیوو شد.

وی بنابراين از مصدومیت درون ناحیه زیر چشم و خونریزی شدید، برای بررسی وضعیت صورتش، نگاهی درون صفحه گوشی همراه خود انداخت و بنابراين از دیدن خونریزی وحشتناک از ناحیه جراحت، سری به نشانه ناراحتی تکان داد.

درون ادامه جزئیات این حادثه را مشاهده می کنید.

۲ام بهمن ۱۳۹۶ کلیپ

گران ترین و لوکس ترین بیمارستان های دنیا؛ وقتی مشهورترین سوپراستارهای دنیا هم از خوابیدن روی تخت این سوئیت های رویایی لذت می برند

۲ام بهمن ۱۳۹۶ کلیپ

صبح امروز محله یافت آباد شاهد تیراندازی و تعقیب و گریز چهار سارق مسلح بود. 
پلیس آگاهی تهران پیش از انجام هر گونه اقدام مجرمانه قدم به قدم درون جریان اقدامات این باند بود. سرکرده این باند که بادیگارد یک تاجر هست با همراهی سه تن از دوستان خود قصد داشت تا به یک طلافروشی درون محله یافت آباد دستبرد بزند اما با اقدام به موقع ماموران آگاهی تهران ناکام ماندند و پا به فرار گذاشتند با این حال اعضای این باند با شلیک های متعدد پلیس دستگیر شدند.

۲ام بهمن ۱۳۹۶ کلیپ

پاسخ خانم بازیگر به ادعای همسر سابقش. بعد از آنکه دیروز همسر لادن طباطبایی مدعی شد او فرزند مبتلا به اوتیسمشان را کتک می زده، طباطبایی درون صفحه اینستاگرامش به این ادعا واکنش نشان داد. این بازیگر نوشته:” این یک جوابیه نیست. اگر میخواستم جواب دهم، کافی بود یک برگ تعهد محضری را که هنگام تحویل گرفتن سها ، پدرشان از من گرفته اند منتشر کنم. تعهدی که شرط اين خروج فوری من و سها از کشور و بازنگشتن ما ، و عدم درخواست نفقه طفل بابت گذشته و آینده بود.

چه بگویم که آبروی دخترم نرود؟ آبروی من اگر با چنین حرفهایی رفتنی ست؛ همان بهتر که برود… اما حتی پدری که طی دو سال گذشته حاضر نشده تصوير و خبری از دختر خود دریافت کند، باید آبرویش حفظ شود.

این موضوع فقط به من یادآوری کرد که از چه جهنمی گذشتم و از چه گردابی دخترم را نجات دادم. یادم آورد که بیشتر شکرگزار درگاه خدا باشم؛ که اگر مانده بودم خودم اکنون زیر خاک و دخترم دست و پا بسته درون آسایشگاه بود.” طباطبایی درون ادامه پستش به این نکته اشاره کرده که ۴ روزدیگر و درون یک سخنرانی درون دانشگاه یو سی ارواین، ناگفته ها را بیان خواهد کرد.

۲ام بهمن ۱۳۹۶ کلیپ

وی مي‌گويد: سه‌شنبه هفته گذشته عازم کرمانشاه شدم و جمعه بازگشتم. درون طول اين زمان هم سرپل را ديدم. روز چهارشنبه به روستاي سر ذهاب قادري رفتم و درون طول مسير روستاهاي ديگر را هم ديدم، بنابراين مي‌توانم خيلي قرص و محکم بگويم دست‌کم تا جمعه، ٢٩ دي‌ماه، برخي از مطالبي که مي‌گويند اوضاع خيلي خراب هست و مردم از سرما يخ زده‌‌اند و از بي‌غذايي و نبود دارو مي‌‌ميرند، اين تصاوير خيلي درست نيست. نکته اول اين هست که مسئول اصلي دادن کانکس درون حقيقت قرارگاه خاتم‌الانبيا بود. قرارگاه خاتم‌الانبيا يک توافقي را اواخر آبان‌ماه با بنياد مسکن مي‌بندد که بر پايه اين توافق، قرارگاه خاتم‌الانبيا متعهد مي‌شود که چيزي حدود هشت‌هزار دستگاه کانکس را براي روستاهايي که منازلش کاملا از بين رفته و مردمش جايي ندارند تهيه کند». 

او افزود: «افزون بر کانکس‌هايي که خانم‌الانبيا به بنياد مسکن متعهد مي‌شود بسازد (که پولش را هم از بنياد مسکن گرفته بوده هست) مقادير زيادي کانکس از طرف سازمان‌هاي دولتي، مردم، خيرين و نهادهاي ديگر به منطقه ارسال مي‌شود. بنابراين اينکه بگوييم افراد زيادي کانکس ندارند و از سرما از بين مي‌روند کمي دور از واقع هست. حداقل درون روستاها کمتر خانواده‌اي را مي‌توانيد پيدا کنيد که کانکس نداشته باشد». 

زيباکلام تأکيد مي‌کند: «ولي گفتن اين جمله به اين معنا نيست که هيچ مشکلي وجد ندارد و مردم درون وضعيت خوبي به‌سر مي‌برند. من به‌هيچ‌وجه اين منظور را ندارم و قطعا مي‌گويم که رسيدگي‌ها حتما بيشتر باشد». 

اين استاد دانشگاه اعلام کرد: «حتما بگويم پولي که توسط بنده تهيه شده و تا به امروز سه‌ميليارد و ٤٠٠ ميليون شده، از اين پول به‌جز ٣٠ ميليون تومان که همان ابتداي کار براي کمک‌هاي فوري برداشت شد، مابقي سرجايش قرار دارد؛ يعني حدود سه‌ميليارد و ٣٧٠ ميليون تومان دست‌نخورده باقي مانده و ما تعمدا نه وارد کار کانکس و چادر شديم و نه وارد کار دارو شديم، به اين علت که مهم‌تر از کانکس و چادر و شيرخشک و دارو و مناظر و مدارسي که از بين رفته، زلزله واقعي درون کرمانشاه و کردستان، فقر هست. فرض بگيريد ما زمان را به قبل از ساعت ٢١:٣٠ يکشنبه ٢١ آبان بازگردانديم و زلزله نیامده و اتفاقي نيفتاده. سؤال اساسي اين هست که با فقر چه کنيم؟ گيريم که چادر و کانکس داديم، گيريم که خانه‌هايشان را ساختيم، با فقر مي‌خواهيم چه کنيم؟ فقر گسترده‌اي که اين منطقه را درون خود فرو برده، فقر گسترده‌اي که سبب مي‌شود جوانان درون روستاها نمانند و به سرپل‌ذهاب و کرمانشاه و تهران و شهرهاي بزرگ بيايند و به‌عنوان حاشيه‌نشين با تمام ابعاد ناهنجاري‌هايش زندگي کنند و روستاها را از نيروي کاري که حتما کشاورزي کند، خالي کنند. بنابراين خودم به اتفاق برخي از استادان دانشگاه‌هاي کردستان و کرمانشاه و به اضافه سازمان‌ها و سمن‌هايی که درون منطقه کردستان و کرمانشاه فعال هستند، به اين جمع‌بندي رسيديم که کاش حداقل ما بياييم و يک کار بلندمدت انجام بدهيم». 

او افزود: «به همين خاطر بود که با صاحب‌نظران دانشگاهي درون دانشگاه کردستان و کرمانشاه و کسان ديگري که درون کمک‌رساني بودند و تجربه اين حوزه را داشتند و مي‌دانستند با فقر چگونه حتما مبارزه کرد، تصميم گرفتيم يک روستاي نمونه به اسم دهکده اميد تشکيل کنيم و يکي از روستاهايي را که با خاک يکسان شده را گزينش کرديم و مي‌خواهيم اين روستا را بسازيم. منتها فقط نمي‌خواهيم خانه و آغل و کوچه‌ها را دوباره بسازيم بلکه مي‌خواهيم اين روستا را براي اولين بار درون ايران روستايي بر پايه توسعه پايدار بسازيم. يعني مي‌خواهيم درون اين روستا سيستم فاضلاب بسازيم تا فاضلاب روستا را به‌جاي تخليه درون رودخانه يا آلوده‌کردن خاک، تصفيه کرده و درون کشاورزي دسترس کنيم و مواد مغذي آب را تبديل به کمپوس بکنيم و به‌عنوان کود خاک دسترس کنيم». 

زيباکلام درون ادامه تأکيد کرد: «مي‌خواهيم يک مجتمع فرهنگي تشکيل کنيم که زنان روستا و روستاهاي اطراف را توانمندسازي کند و زنان بتوانند کسب درآمد کنند، مي‌خواهيم يک کتابخانه بسازيم، شايد باور نکنيد اگر بگويم درون کل اين منطقه کتابخانه وجود ندارد؛ کتابخانه‌اي که هم کتاب قرض بدهد و هم روستاييان درون اين کتاب بخوانند و با کامپيوتر

۲ام بهمن ۱۳۹۶ کلیپ

 ژو ژنتائو، یکی از این چهار نفر، این تجربه را بدترین تجربه خود توصیف کرد به طوری که دمای آتش و دود غلیظ، نفس کشیدن را دشوار کرده بود و تغییر ناگهانی جهت باد، شرایط را بدتر کرد.

 

ژو ژنتائو اعلام کرد: مسیر باد ناگهان به سمت ما تغییر کرد. دود و آتش اطراف ما را پر کرده بود و خطر انفجار وجود داشت.

لو پینگ و فنگ یاجون، دو تن از امدادگران، درون لحظه ای حساس خود را به جعبه سیاه کشتی رساندند و اين را خارج کردند.

لو پینگ اعلام کرد: ما فرصت دوباره فکر کردن نداشتیم، فقط با عجله رفتیم. باید به سرعت اين را خارج می کردیم و با خود می بردیم درون حالی که دود غلیظ کار را بسیار دشوار کرده بود.

لو افزود دود غلیظ بر دید ما برای یافتن جعبه سیاه تاثیر گذاشته بود.

فنگ یاجون، امدادگر دیگر نیز اعلام کرد: تنها چیزی که درون اين لحظه درون ذهن ما بود، آوردن جعبه سیاه بود. دود ما را درون بر گرفته بود. من خیلی فکر نمی کردم و فقط می خواستم اين را برگردانم چرا که اطلاعات اين به شدت مورد نیاز هست.

امدادگران همچنین تلاش کردند وارد کابین کشتی شوند تا خدمه اين را بیابند اما گرمای آتش مانع آنها شد.