دسامبر 2017 - صفحه 2 از 51 - دانلود کلیپ و آهنگ




۱۰ام دی ۱۳۹۶ کلیپ

برخی جراحان درون کلینیک‌های غیراستاندار دستمزد پایینی برای انجام عمل های زیبایی می گیرند و با شعار سود کمتر، مشتری بیشتر، برای خود کار و کاسبی به راه انداخته اند. ولي ناگفته نماند که این افراد کار خود را با پایین ترین کیفیت ممکن انجام می‌دهند و برخی از آنها حتی جراح نیستند بلکه تنها نام اين را با خود یدک می کشند.

این پزشکان قلابی که به طور معمول به صورت غیرقانونی و اصطلاحا زیرزمینی فعالیت می کنند، اولین گزینه برای جوانانی هستند که حاضرند برای رسیدن به سودای زیبایی های غیر طبیعی، با پرداخت دستمزدی کم به افراد نالایق و کلاهبردار،سر جان و سلامتی خود ریسک کنند.

یک دختر تایلندی با مراجعه با یکی از همین کلینیک های غیراستاندارد، از جراحی ناوارد درخواست کرد که  روی بینی او عمل جراحی انجام بدهد. این دختر بنابراين از اتمام عمل جراحی و به هوش آمدن جديد متوجه شد که چه بلایی به سر او آمده زیرا با یک حفره عجیب بالای بینی خود مواجه شد.

مسئولان کلینیک برای اینکه فاجعه پیش آمده را حل کنند از یک ایمپلنت سیلیکونی دسترس کردند و دیگر هیچ کمکی به او ارائه نشد. دختر بیچاره بنابراين از عفونت بینی و مراجعه به جراحان بانکوک نیز با پاسخ قاطعی درون مورد وضعیت پیش آمده رو به رو نشد.

۱۰ام دی ۱۳۹۶ کلیپ

 یک پسر چینی ۲۲ ساله بنابراين از شنیدن جواب منفی از دختر مورد علاقه خود و تجربه یک شکست عشقی  تاب نیاورد و تصمیم به خودکشی گرفت.

این پسر خود را به پشت بام برجی مرتفع رساند و قصد پریدن به پایین را کرداشت که درون همان لحظه عده ای او را میان زمین و آسمان گرفتند. او با وجود اینکه تا پای مرگ رفته و بازگشته بود، از تصمیم خود منصرف نشد زیرا درون حالی که مردم او را گرفته بودند باز درون همان حالت برای پریدندست و پا می زد.

خوشبختانه تلاش‌های این پسر نا امید بی نتیجه ماند و شاهدان این ماجرا او را از مرگ حتمی نجات دادند.

۱۰ام دی ۱۳۹۶ کلیپ

درون شبکه خبری لبنان، “نوال بری” و “نادین کفوری” گویندگان نيوز این شبکه، درون حال خواندن نيوز ظهرگاهی بودند که ناگهان دیدن یک صحنه موجب خنده “نوال بری” شد.

نادین کفوری که علت خنده های همکارش را می دانست، سعی داشت باتسلط کامل خواندن خبرها را ادامه بدهد اما او هم مانند “نوال بری” کنترل خود را از دست داد و هردو به صورت علنی شروع به خندیدن کردند.

با وجود اینکه درون فیلم علت خندیدن ناگهانی این دو گوینده مشخص نیست اما وبسایت”عرب الیوم “دلیل این اتفاق را سقوط یک شیء و زمین خوردن خنده دار یکی از عوامل پشت صحنه اعلام کرد.

۱۰ام دی ۱۳۹۶ خبری

انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

همینک در داستان و رمان مجله آنلاین فارسی ها با موضوع انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید در خدمت شما عزیزان هستیم .

انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید 1 انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

در ادامه تعدادی انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید با نگارش های مختلف آماده کرده ایم .

امیدواریم مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

پیشنهاد می کنیم در قسمت کامنت ها ، انشاهای خود را با ما و دیگر کاربران فارسی ها به اشتراک بگذارید .

انشا آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید ( اول )

امروز می خواهم ماجرای یک روز از مسیر خانه تا مدرسه را برای شما عزیزان بنویسم .

خانه ما تا مدرسه بسیار فاصله دارد به همین خاطر مجبورم هر روز ۶ صبح از خواب بیدار شوم .

صبح زود مادرم به اتاقم ما اید و با نوازش مادرانه و دستان مهربانش من را از خواب بیدار می کند .

کم کم چشم هایم را باز می کنم .

پس از اینکه آب به دست و صورتم زدم کمی سرحال می شوم .

به آشپزخانه می روم و در کنار پدر و مادر و خواهر و برادرم صبحانه را می خورم .

کم کم لباس هایم را می پوشم و برای رفتن به مدرسه حاضر می شود .

پس از آنکه لباس هایم را پوشیدم و آماده شدم به در خانه می روم و منتظر می ایستم تا سرویسم بیاید .

پس از آنکه سرویسم آمد و سوار شدم با دوستانم سلام و احوال پرسی می کنم .

در مسیر خانه تا مدرسه همه چیز دیدنی و جالب است .

مغازه ها یکی یکی باز می شوند و پدر و مادرها در حال خریدن نان و آش و سایر خریدهای خانه هستند .

بسیاری از دانش آموزان منتظر تاکسی و اتوبوس هستند تا به مدرسه بروند .

بسیاری افراد در حال بنزین زدن هستند و در صف می باشند .

برخی دیگر در پشت چراغ قرمز منتظر هستند .

چیزی که دیدنی است سرحالی و شادابی در اول صبح می باشد .

پس از اینکه به مدرسه رسیدیم آقای ناظم جلوی درب مدرسه بود و به بچه ها خوش آمد می گفت .

انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید 2 انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا درمورد  آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید ( دوم )

رفتن به مدرسه در روزهای سرد زمستانی علاوه بر سردی هوا و یخبندان واقعا جذابیت خاص خود را دارد .

هنگامیکه صبح زود از سرما از خواب بیدار می شوم و بیرون را نگاه می کنم درحالیکه برف زیادی روی زمین جمع شده است .

صبحانه می خورم و آماده می شوم تا به مدرسه بروم .

کم کم راه می افتم و به سر کوچه می روم .

برای تاکسی صبر می کنم و پس از آنکه سوار شدم به بیرون نگاه می کنم .

یکی یکی مغازه ها کرکره های خود را بالا می کشند و خود را برای کسب پول حلال آماده می کنند .

پدر و مادرهایی که در صف های نانوایی برای خریدن نان تازه منتظر هستند .

بعضی مردم هم آش داغ خریده اند تا صبح زود با یکدیگر آش بخورند .

دست فروش ها نیز کار خود را آغاز کرده اند و آدامس ، کبریت و سایر اجناس ارزان را می فروشند تا پول درآورند .

دیدن درختان در روزهای زمستان در حالیکه برف روی آنها نشسته بسیار زیبا و دیدنی است .

از بازار که رد می شویم شنیدن فریاد بازاری ها بسیار جذاب و شنیدنی است .

ماهی فروش ها داد میزنند ماهی تازه ..

میوه فروش ها فریاد می زنند تا میوه های خود را زودتر بفروشند .

و در اخر به نزدیکی مدرسه می رسم و پیاده می شوم .

انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید 3 انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

موضوع انشا آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید ( سوم )

وقتی گروه صبح هستیم صبح زود رفتگران زحمتکش را میبینم که به پاک کردن سطح شهر مشغول هستند .

همینطور که جلوتر می روم مغازه دارهایی که تازه مغازه را باز کرده اند و مشغول به تمیز کردن مغازه و وسایل خود هستند را می بینم .

سپس از دور بوی نانوایی و نان تازه به مشامم می رسد و معلوم است که آنجا نانوایی است .

سپس با زن و مرد هایی رو به رو می شوم که معلوم است هرکدام برای اهداف خاصی در حال رفت و آمد هستند .

هنگامیکه گروه ظهر هستم و به سمت مدرسه می روم دانش اموزان گروه مخالف را میبینم که از مدرسه تعطیل شده اند .

خیابان ها شلوغ است .

بوی کباب و بوی غذاهای دیگر از رستوران ها احساس می شود .

وقت ناهار است و بسیاری کارمندان از این فرصت استفاده می کنند تا ناهار بخورند .

به مدرسه می روم .

آفتاب به مدرسه می تابد .

به راستی که زیباست .

انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید 4 انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید

همچنین در فارسی ها خواندن مطلب زیر را به شما عزیزان پیشنهاد می کنیم :

انشا درباره فصل زمستان سرما برف

 

نوشته انشا درباره آنچه در مسیر خانه تا مدرسه میبینید اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۱۰ام دی ۱۳۹۶ کلیپ

علیرضا منصوریان از استقلال اخراج شد!/آیا هیت ترین سرچ روز گوگل درون ایران بزودی اتفاق می افتد؟/بررسی پرونده کاری سرمربی خبرساز فوتبال ایران بعد از نتایج غیرقابل تصور باشگاه پر ستاره پایتخت

۱۰ام دی ۱۳۹۶ خبری

انشا درباره فصل زمستان سرما برف

همینک در مجله آنلاین فارسی ها انشا درباره فصل زمستان سرما برف را برای شما کاربران گرامی آماده کرده ایم .

انشا درباره فصل زمستان سرما برف 1 انشا درباره فصل زمستان سرما برف

انشا درباره فصل زمستان سرما برف

سعی کرده ایم انشاهای ادبی و خواندنی با نگارش های مختلف را برای شما عزیزان بنویسیم .

شما دوستان عزیز می توانید از این انشاها ایده گرفته و یک انشای کامل و خواندنی بنویسید .

امیدواریم که مورد پسند شما عزیزان قرار بگیرد .

انشا درباره فصل زمستان ( اول )

زمستان یکی از فصل های زیبا و سرد می باشد .

در این فصل برگ ها و شکوفه های درختان میریزند و گل ها خشک می شوند .

شاید پس از شنیدن این کلمات به این فکر کنید که این فصل زیبایی ندارد .

اما کاملا در اشتباهید .

در فصل زمستان با سرد شدن هوا و بارش برف ، جلوه ای خاص و دیدنی به طبیعت می بخشد .

همه جا سفید شده و در لا به لای سفیدی برف ها ، دیدن رنگ سبز درختان کاج بسیار دیدنی است .

برخی شاعران زمستان را این چنین تشبیه کرده اند که هر سال ، سلطنتی با شکوه را درست می کند بطوریکه به زمستان قوی ترین فصل سال گفته می شود .

قدرت زمستان به حدی است که میلیون ها درخت را به خواب زمستانی فرو می برد و بارش برف را چنان ادامه می دهد تا مردم با ساختن آدم برفی های کوچک ، سربازان فرمانروایی زمستان را بسازند .

زمستان به راستی که با شکوه و زیباست .

انشا درباره فصل زمستان سرما برف 2 انشا درباره فصل زمستان سرما برف

انشا درمورد فصل زمستان ( دوم )

در زمستان پس از سرد شدن هوا ، بسیاری از خانواده ها در شب های سر دور یکدیگر حمع می شوند .

تمام طول شب را بیدارند و در کنار بخاری دور یکدیگر جمع شده و با هم صحبت می کنند .

سرما و طوفان نیز به گرمای خانواده ها حسادت می کند و خود را به شیشه پنجره می کوبد تا شاید راهی به داخل پیدا کند اما بی فایده است .

هنگام شام که می شود مادربزرگ با یک قابلمه ی بزرگ پر از آش وارد می شود .

چه تصویر زیبایی است .

او کاسه ها را یکی یکی از آش داغ پر می کند و برای تمامی اعضای خانواده میریزد .

همه با هم شروع به خوردن آش می کنند .

تند تند آش را فوت می کنند حتی حاضرند دهانشان بسوزد اما نمی توانند صبر کنند تا آش کاملا سرد شود .

همه خوشحالند و گرم گفتگو .

چه شب زیبایی است .

انشا درباره فصل زمستان سرما برف

انشا درباره فصل زمستان سرما برف 3 انشا درباره فصل زمستان سرما برف

انشا درمورد زمستان ( سوم )

وقتی اسم زمستان می آید همه ما یاد سفیدی فصل زمستان ، برف بازی و سرما می افتیم .

یکی از لذت بخش ترین بازی ها در فصل زمستان حتی برای بزرگترها ، برف بازی ، سرسره بازی در کوه ها و ساختن آدم برفی است .

بسیاری از دوستان و خانواده ها با دیدن نشستن برف بر روی زمین از خوشحالی با یکدیگر تماس میگیرند و هماهنگ می کنند که این زیبایی را با یکدیگر جشن بگیرند .

گاهی به دل کوه ها و تپه ها رفته و سرسره بازی می کنند ، گاهی در یک محیط باز به برف بازی مشغول می شوند و آدم برفی می سازند .

همه این ها زیباست و در روزگاران آینده به یک خاطره زیبا تبدیل می شوند .

بسیاری از این زیبایی ها و درحالی که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجند سلفی گرفته و عکس ها را با دیگران در فضای مجازی به اشتراک می گذارند .

توصیه می کنم در فصل زمستان و پس از هربار برف شدید از زنجیر چرخ استفاده کرده و نکات ایمنی را رعایت کنید .

امیدواریم همه از این زیبایی های خلقت خداوند بزرگ استفاده درست کرده و نهایت لذت را ببرید .

انشا درباره فصل زمستان سرما برف 4 انشا درباره فصل زمستان سرما برف

انشا درباره برف و زمستان ( چهارم )

دیشب مثل همه ی شب ها خوابم نمیبرد و داشتم از پنجره بیرون رو تماشا می کردم .

کلی برف اومده بود و هموام خیلی سرد بود .

برف به شدت در حال بارش بود و مقدار زیادی نیز بر روی زمین نشسته بود .

کم کم احساس کردم داره خوابم می گیره و سعی کردم بخوابم .

صبح زود طبق عادت همیشگی از خواب بیدار شدم و خیلی مشتاق سمت پنجره رفتم و دوباره بیرون را تماشا کردم .

برف بسیار زیادی در حیاط خانه نشسته بود .

آنقدر زیاد که فکر کنم تا نزدیک زانوهایم میشد .

واسه کارهایم بیرون نرفتم و سعی کردم در خانه بمان .

کم کم آماده شدم و لباس های گرمم را پوشیدم و در آخر یک پوتین قدیمی و کهنه ام را از جاکفشی برداشتم و پایم کردم .

خیلی آرم قدم در حیاط گذاشتم .

صدای قرچ قرچ برف ها وقتی رویشان قدم میزدم در آن سکوت بسیار جالب و شنیدنی بود .

در فکر فرو رفتم .

مگر میشود برف ها سفید و سرمای زمستان تا این حد زیبا باشند ؟

واقعا حس جالبی داشت .

پس از آن صدای مادرم شنیده می شد که می گفت برایت چای ریخته ام !

با شنیدن صدای مادرم از خوشحالی داشتم بال درمی آوردم .

این بود خاطره ی من از یک روز برفی .

انشا درباره فصل زمستان سرما برف

انشا درباره فصل زمستان سرما برف 5 انشا درباره فصل زمستان سرما برف

انشا عادی و ادبی زمستان (پنجم )

من زمستان را خیلی خیلی دوست دارم . در فصل زمستان هوا بسیار سرد می شود .

این فصل به برف و باران های بسیار شدید معروف است .

با بارش برف های شدید حتی رفت و آمد ها با مشکلات زیادی مواجه می شود .

اما فصل زمستان یکی از زیباترین فصل های سال و نشانه ی قدرت و عظمت خداوند است .

یکی از مهم ترین خاصیت های فصل زمستان این است که هوا به شدت پاک می شود و در شب ها ، ستاره ها به راحتی قابل دیدن هستند و می درخشند .

فصل زمستان یکی از شاهکارهای طبیعت است .

میوه های فصل زمستان به راستی که جز زیباترین میوه های سال هستند .

علاوه بر آنها ، برف بازی و سرسره بازی پس از بارش برف می تواند بسیار لذت بخش باشد .

بسیاری از خانواده ها فصل زمستان را به خصوص در شب یلدا درکنار هم میگذرانند و آن را جشن می گیرند .

زمستان به راستی که زیباست .

همچنین در بخش داستان و رمان فارسی ها خواندن مطلب زیر را به شما پیشنهاد می کنیم :

انشا درباره بار کج به منزل نمی رسد

نوشته انشا درباره فصل زمستان سرما برف اولین بار در فارسی ها. پدیدار شد.

۱۰ام دی ۱۳۹۶ کلیپ

شکست عشقی؛ بازیگر تلویزیون ایران از رابطه نافرجامش با یک خانم می گوید: یاد گرفتم دیگر خودم را کوچک نکنم/آدم های بی هنری که با حاشیه خودشان را معروف می کنند عذابم می دهند/پندار اکبری مهمان نرم افزار اولین های تی وی پلاس

۱۰ام دی ۱۳۹۶ کلیپ

 زمانی که شی لی (Shi Lei) درون شهر بائودینگ (Baoding) درون استان هی بئی (Hebei) حال عزیمت به محل کار شاهد سقوط Fall یک پیرزن به داخل رودخانه بود. 
وی بدون اینکه تردیدی به خود راه بدهد، به کمک وی شتافت و درون تلاشی سخت و کنار زدن یخ های رودخانه با دست خالی، سرانجام توانست پیرزن را که به خاطر سرمای شدید آب توان خود را از دست داده بود نجات بدهد. شی لی پنجاه و چهار ساله این پیرزن را با خود تا ساحل رودخانه کشاند و از مرگی حتمی و پررنج نجات داد.
این مرد چینی بعد از آنکه مردم محلی پیرزن را با پتو پوشاندند، وی را به خانه اش رساند، خود نیز به خانه بازگشت و بعد از دوش گرفتن و نوشیدن آب زنجبیل سنتی داغ چینی ها به محل کار بازگشت.بر

۱۰ام دی ۱۳۹۶ کلیپ

افسر ژاپنی راننده لامبورگینی را بنابراين از آنکه از چراغ قرمز عبور کرد، متوقف ساخت. درون این ویدئو مشاهده می کنید، این افسر پلیس که سوار بر دوچرخه هست، بعد از اینکه مشاهده می کند راننده لامبورگینی از چراغ قرمز عبور می کند، با اینگه فاصله زیادی با او دارد و سوار بر دوچرخه هست، او را تعقیب می کند و درون یک نقطه با ایستادن لحظه ای ماشین لامبورگینی او را متوقف می سازد. هر چند طبق گزارشات، راننده ماشین بعد از مشاهده اخطار پلیس، ماشین را کنار می زند و برگ جریمه خود را از این افسر وظیفه شناس تحویل می گیرد